محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

60

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

نمىگذارد كه تو صله ارحام به جاى مىآورى ، بار زندگى ناتوانان را بر دوش

--> آتش به آتشى كم‌عمق آورد و به همين اندازه براى او شفاعت كرد تا خدمات او را جبران كند . ( ابو طالب مؤمن قريش ، ص 403 - 377 ) . اكنون بايد پرسيد : چگونه اگر ابو طالب مشرك مرد پيامبر ( ص ) براى او به همين اندازه شفاعت كرد ؟ آيا احكام و قرآن در مورد عدم شفاعت براى كافران و مشركان مخصوص شفاعتهاى بزرگ است و شفاعت اندك را شامل نمىشود يا آن‌كه منع شفاعت عام و فراگير بوده و رسول خدا ( ص ) اندكى با آن مخالفت كرده است ؟ ! به هر حال سخن فراوان است و حقيقت روشن . پس بحثى بيش از اين ضرورت ندارد ، امّا ذكر دو نكتهء ديگر شايسته است : الف : همهء ادّله حاكى از ايمان ابو طالب ، اقدامات او ، گفتار او و گفتار رسول خدا ( ص ) دربارهء او از راهى بسيار پرخطر گذشته و به ما رسيده است . اين احاديث در حالى براى ما بر جاى مانده كه معاويّه و پيروان او با سالها حاكميّت جابرانه و با سالها ايجاد جوّ ترس و نگرانى در راه از بين بردن آثار فضايل بنى هاشم و على ( ع ) و آنچه به نحوى به او نسبت مىيابد تلاشى همه‌جانبه كردند ، خواهان محو و سوزاندن اين احاديث شدند و مزدورانى براى جعل حديث در طعن بر بنى هاشم و فضايل بنى اميّه به خدمت گرفتند بنابراين رسيدن اين تعداد از ادلّه عليرغم چنان جوّى به ما از آن حكايت دارد كه اگر چنين جوّى نبود ادلّهء ايمان ابو طالب به‌سان خورشيدى روشنتر از آنچه هست در صفحات تاريخ مىدرخشيد . ب : به سبب روشن بودن ايمان ابو طالب و مبرهن بودن برائت او از شرك - آن‌گونه كه در كتاب حاضر نيز شاهديد - كسى از اهل تحقيق به خود اجازه نداده و نمىدهد كه به شرك او معتقد شود . اظهارات مؤلّف در پايان اين بحث گواهى روشن بر اين حقيقت است و اينك دو گواه ديگر نيز بر آن مىآوريم : 1 - جاحظ در رسائل خود دربارهء ابو طالب مىگويد : « به خاطر او بنى هاشم بر نصرت رسول خدا ( ص ) در مكّه پايدارى كردند و به خاطر او بنى هاشم محاصره در شعب را تحمّل كردند و به دعوت او همسرش فاطمه اسلام آوردند . . . پس او بهتر از همه با پيامبر ( ص ) همراهى كرد و براى او با بركت‌تر بود تا ابو بكر و ديگران و هيچ چيز او را از اسلام بازنداشت - البته اگر ثابت شود كه او اسلام نياورد - مگر تقيّه كردن او » ( ابو طالب ، ص 271 ) . 2 - ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ج 14 ، ص 83 پس از ارائهء بحثى مفصّل در مورد